تلاش برای هیچ....(فرق مورچه و زرافه)

ازشهرستان آرامو کوچکت که بیرون بیایی و به سمت پایتخت می روی؛از همان حوالی تهران؛دستفروش ها زیاد می شوند...اتوبوس که به ترمینال جنوب می رسد؛پیرزنی را می بینیکه در دالان مترو نشسته و زارزار گریه می کند...

هرچه بیشتر دوروبرت را می بینی دستفروش های داخل مترو هم بیشتر می شوند...اوایل فقطدلم می سوخت و سعی می کردم خریدی هم داشته باشم...هرچه کلیپس و گل سرو کش مو و لواشک می فروختند،فکری به ذهنم نمی رسید...اماپس از گذشت هفته ها و ماه ها و رفت و آمدها با تعجب از خودم پرسدم:1سال گذشت...پس چرا وضعشان بهتر نشد؟؟؟آنها فقط تلاش می کنند...تلاش برای هیچ...

آری...بعضی از آدم های ساده بیش از حد تلاش می کننداما کمتر بدست می آورند...مثل مورچه ها که یک عمر دنبال روزی می گردند اما فقط تلی از خاک و شاید چنددانه هم خرده برنج درلونه شان ببینی....

وقتی زرافه ها رامی بینی که کلاس گذاشتند و گردن های کوتاهشان را بلندتر و بلندتر نشان دادند و به همه چیز هم رسدند،اما مورچه هایی که در سادگی تلاش کردند و تلاش کردند و باز هم همانند....آنوقت فرق پایین شهر و بالا شهر را می فهمی....می فهمی که چطور می شود که فرزندان بعضی از خانواده های ساده یا همان دستفروش ،باکمی ریسک و فکرهای بزرگ،می شوند بهترین پزشکان و مهندسان...

ساده که باشی؛می شوی اشیاء...می شوی سکوت ممتد کشدار....

امروز باید فقط کمی غرور داشت...فقط کمی هدف عالی داشت...

نویسنده:زهراساعی پنجشنبه 1394/05/09

/ 6 نظر / 18 بازدید
زیبا

موافقم با پیشنهادت .. این زمونه نباید بزاری پی به سادگیت ببرن .... زهرا جان این وبلاگ اصلی من هست ...[گل]

هستي

سلام زهرا جان [گل] خوشال ميشم به وبم سر بزني [قلب]

پیمان اوریا

سلام.از وبلاک وزینتان دیدن کردم.بهتون تبریم میگم نوشته هایتان بسیار عالی ست.موفق و موید باشید در پناه مولا علی...

hasti

جالبه عزیزم.. بسیار عااااااااااااااااااااالی